![]() |
![]() |
|
| وبلاگ آموزشی |
|
مقدمه: سمبوليسم نهضت اذبي كه از اوايل قرن بيستم به عنوان عكس العمل ناتوراليسم در اروپا ايجاد شد ، تحت تاثير فلسفه ايده آليسم بود ، از متا فيزيك الهام مي گرفت و مي كوشيدجهان را با نظر سمبوليك و روحاني بررسي كند ، رمز گرايي ، نمادگرايي ( فره ) . سمبوليسم مجموعه نمادهايي كه در آثار يك نويسنده يا شاعر يا دوره ي معين به كار رفته باشد ، نمادگان ، ( فره ). (1) چكيده : سمبوليسم درمفهوم عام آن به اين باور است كه مي توان پندار ها و عواطف را در نماد هايي آشنا يا نا آشنا عينيت بخشيد وبه مخاطب اثر هنري انتقال داد و بدين طريق بجاي توصيف واقيعت آنرا در هيات نماد نزد مخاطب حاضر كرد . اما در تاريخ ادبيات اين اصطلاح با نام گروهي از شاعران برجسته فرانسه در نيمه دوم سده نوزدهم و اوايل بيستم همراه است : بودلر ، ورلن ، مالارمه ، والري . (2) 1. سمبوليسم / چدويك . چارلز 2 .لغت نامه معين كليد واژه : ورلن سمبول سمبوليك ژان موره آس مكتب قالب شعر آزاد هيجان وحدت كلمه آهنگ نمايشنامه شكل گيري سمبوليسم
در حا لي كه هنوز سخني از سمبوليسم درميان نبود سخن از حساسيتي به نام مكتب منحط بود . كلمه ي منحط نخست به صورت انتقاد به تمام كساني كه از پل ورلن (1844_1896) پيروي مي كردند اطلاق شد .
ورلن درعين حال كه ولگرد والكلي بود، شاعر به تمام معني وحتي بزرگ بود .او فريادهاي روح خويش را كه از سرنوشت خود در رنج بود ، در اشعارش منعكس مي ساخت وتقريبا به نوعي از رماتيسم باز مي گشت ولي با وجود اين شرايط نفس تازه اي به شعر فرانسه دميد وآن چيزي را كه سمبوليسم ناميدند وارد شعر كرد .
در شكل گيري جريان انحطاط ونيز مكتب سمبوليسم ، دو كتاب كه شاعران جوان را با پيشاهنگان شعر نو آشنا ساخت داراي اهميت خاصي است . نخست شاعران نفرين شده اثر ورلن وديگري رمان وارونه اثر ژوريس_ كارل هويسمانس (1848_ 1907)
كلمه ي سمبول
اصل كلمه ي سمبول (نماد) ، سوم بولون يوناني است به معني به هم چسباندن دو قطعه ي مجزا كه از فعل سومبالو (مي پيوندم ) مشتق استوحاكي از چيزي است كه به دو قسمت شده باشد.
از تعاريفي كه قاموس فني وانتقادي فلسفه اثر آندره لا لا ند از سمبول به دست داده است ، اين تعريف قابل توجه است: " هر نشانه ي محسوس كه (با رابطه اي طبيعي ) چيزي غايب يا غير قابل مشاهده را
متذكر شود." تلقي سمبوليست ها از كلمه ي سمبول را نيز مي توان از اين تعريف ژول لومتر استنتاج كرد : " تطبيقي است كه فقط جزء دوم آن به ما داده شده است ، دستگاهي از استعاره هاي پياپي . " سمبول دلالتي را ايجاد مي كند يا روشن مي سازد . فعاليت سمبوليك نيز دوگانه است :رمز گشايي وايجاد. سمبول به منزله ي فعاليت مؤ ثر در خواننده ومتن ، سنت اروپائي تصور ديگري را كه انتزاعي تر است قرار داده است : گفته هاي پيچيده و ظاهرا متضاد فلسفه هاي احساساتي آلماني و توجه رومانتيك ها به اشعار قرن شانزدهم ،مقدمه ي تفكري است درباره ي زبان و رابطه ي آن با خداوند . آلكساندرسومه شاعر فرانسوي در كتاب خود الهه ي شعر فرانسوي مي نويسد : " در نظر شاعر همه چيز سمبوليك است ... او مي كوشد نشانه هائي از آن زبان ابتدائي را كه خداوند بر انسان آشكار كرده است پيدا مي كند. " 1 سمبوليسم مكتبي ادبي بود كه بدبيني ونوميدي را با وهم و رؤ يا ، همراه با احساس وخيالي ژرف ونيز در هم آميخته با زباني آكنده از كنايه واشاره كه ويژه ي خود اين مكتب است ، بيان مي داشت . سمبوليسم تنها برپايه ي " اصالت احساس " تكيه داشت و هنرمندان اين مكتب براي احساس هاي خود به هيچ اصل ديگري گردن نمي نهادند و از هيچ منطق و واقعيت ديگري پيروي نمي كردند . سمبوليك ها به كمك " جادوي واژه ها " آنچنان جهان مادي ومعنوي ومحسوس و نامحسوس را به هم پيوستند كه آهنگ وطنين واژه ها خود سرانجام بيش از هر موضوع ديگري آن ها را به سوي خويش كشيد و گاه هدف برجسته ي برخي از سرودها گرديد . در همه ي پديده هاي سمبوليكي ، يك احساس وخيال ژرفي كه آميخته با نوميدي وبدبيني است به چشم مي خورد . اين احساس سركش همواره درون بين وخود نگر است و با رؤيا وخيال همراه است . 1. كلودل نيز خلاف اين نمي گويد. بيانيه ي سمبوليسم: ژان موره آس، شاعر يوناني نژاد بيانيه ي مكتب جديد را در شماره ي 18 سپتامبر 1886 ضميمه ي ادبي روز نامه ي " فيگارو " انتشار داد كه سر و صداي زيادي درمحافل ادبي به پاكرد . دراين بيانيه بود كه " موره آس " براي نخستين بار كلمه ي سمبوليسم را در مورد اين مكتب به كار برد و از آن پس مكتب جديدبه همين اسم ناميده شد. اصول سمبوليسم : در ميان سمبوليست ها دو تمايل مجزا ظاهر گشت : اول: تمايل مالارمه و رنه گيل كه زبان هنري را از زبان عوام جدا مي دانستند و براي افاده وبيان هيجانات بديع سمبوليستي ايجاد زباني جدا از زبان مردم را ضروري مي شمردند . اينان قالب شعر رمانتيك و پار ناسي را همان گونه كه بود پذيرفته بودند واز آن راضي بودند . دوم: تمايل ورلن و ژول لافورگ كه اصالت فرهنگستاني زبان وطرز بيان پارناسين ها را مسخره مي كردند و مي كوشيدند زبان عادي و عاميانه ي مردم را به وضع هنرمندانه اي تقليد كنند .اينان در عين حال به فكر در هم شكستن قالب هاي موجود شعر نيز افتادند و به اين ترتيب پاي" شعرآزاد " به ميان كشيده شد . شعر آزاد : يك " شعر آزاد " عبارت است از عده اي پاره هاي موزون نامساوي. در اين شعر ، ديگر وحدت اصلي و حساب شده اي براي قالب شعر در ميان نيست ، بلكه وحدت شعر ، از روي وحدت انديشه و تصويري كه در آن هست تعيين مي شود . چنان كه از خلال آثار ونوشته هاي سمبوليست ها مشهود است ، شعر آزاد باعث شد كه " كلمه " ارزش واقعي خود را به نسبت آهنگ و صدائي كه دارد در شعر كسب كند . رمان سمبوليك: اولين كار داستاني سمبوليسم در حد يك صناعت ساده ي امپر سيونيستي باقي ماند : از قبيل داستان هاي كوتاه موره آس و پل آدام كه تحت عنوان صرف چاي در خانه ي ميراندا ( 1886) انتشار يافت . بالاخره رمي دوگورمون ( 1858_1915) با سيكستين (1890) نزديكترين رمان را به فرمول سمبوليستي به وجود آورد . درعالم تئاتر: تئاتر بيشتر سمبوليست ها را مجذوب خود كرده بود . آكسل كه در سال 1890 پس از مرگ ويليه دوليل آدام منتشر شد ودر 1894 به صحنه رفت، اثر نمونه ي سمبوليستي به شمار رفت و همچنين دختري با دست هاي بريده ( 1893) اثر پي ير كيار، يك نمايش مذ هبي با شخصيت هاي بي نام كه بيرون از زمان ومكان اتفاق مي افتد و نيز افسانه ي آنتونيا اثر ادواردو ژاردن ، نمايشنامه هاي مشهور سمبوليك به شمار مي روند ، اما بهترين نمونه هاي نمايشنا مه ي سمبوليك را در ميان آثار موريس مترينگ بلژيكي مي توا نيم پيدا كنيم. خلاصه ي كلام با توجه به آنچه گذشت ، مي توان اصولي را كه سمبوليست ها مرا عات مي كنند به شرح زير است : 1_ حالت اندوه بار وماتمزاي طبيعت و مناظر و حوادثي را كه مايه ي ياس و عذاب ونگراني و ترس انسان است بيان مي كنند . 2_ به اشكال و سمبول ها و آهنگ ها و قوانيني كه نه عقل و منطق بلكه احساسات آنها را پذيرفته است توجه دارند . 3_ هر خوانندهاي اثر ادبي را به نسبت درك و احساس خود مي فهمد. از اين رو بايد چنان آثاري به وجود آورد كه همه كس آن را به طور عادي و متشابه درك نكند ، بلكه هر خواننده اي بنا به وضع روحي وميزان ادراك خويش معني ديگري از آن در يابد . 4_ تا حد امكان بايد از واقيعت عيني دوروبه واقيعت ذهني نزديك شد . 5_ انسان دستخوش نيروهاي ناپيدا و مشئومي است كه سرنوشت او و طبيعت را تعيين مي كنند ، از اين رو حالت مرگبار و وحشت آور اين نيروها را در ميان نوعي رؤيا و افسانه بيان مي كنند . 6_ مي كوشند حالت غير عادي روحي و معلومات نا بهنگامي را كه در ضمير انسان پيدا مي شود و حالات مربوط به نيروهاي مغناطيسي وانتقال فكري را در اشعار و آثارشان بيان كنند و بيافرينند . 7_ به مدد احساس و تخيل ، حالات روحي را در ميان آزادي كامل با موسيقي كلمات و با آهنگ و رنگ و هيجان تصوير مي كنند . سمبوليسم يك ماجراي اروپائي: سمبوليسم در اروپا وسراسر جهان ادامه يافت . بايد گفت كه اين مكتب از آغاز صورت جهان وطني داشت : موره آس يوناني بود ، استوارت مريل وويله گريفن امريكئي بودند وتئودور دو ويزووا لهستاني بود . اشتفان گئورگه ي آلماني ، آرتور سيمونز (1865 _ 1946 ) و جرج مور ( 1852 _ 1933 ) انگليسي از مهمانان سه شنبه ي مالارمه بودند . آري پرينس هلندي ( 1860 _ 1922 ) دوست هويسمانس بود . اندره آدي مجار بود و در پاريس ساكن شد . مجله هايي هم كه در كشور هاي مختلف چاپ مي شد در سراسر اروپا انتشار يافت . منابع و ماخذ كليات سبك شناسي / رضا سید حسيني سمبوليسم / چارلز چدويك لغت نامه معین F:\ سمبوليسم -[ slf gdsl ].htm گرد آورنده : ام البنين جعفري استاد راهنما :سركار خانم دشتي |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 12:1 بعد از ظهر توسط آموزگار |
|
|
مكتب رئاليسم در اواسط قرن نوزدهم به عنوان واكنشي در برابر مكتب رمانيتك پديد آمد. رئاليسم يعني واقع گرايي. هنرمند رئاليست در آفرينش اثر خود بيشتر نقش تماشاگر را بازي ميكند، جهان را آن چنان كه هست باز مينمايد، نه آن چنان كه بايد باشد؛ مظاهر طبيعت و جامعه و روح انسان را با تمام زيباييها و زشتيهايش نمودار ميسازد بدون آنكه انديشه و احساسات و ميل خود را در آن دخالت دهد.( افراط ورزیدن بیش ازحد دراحساسات توسط هنرمندان رمانتیک باعث شد که آنها به تدریج از واقعیات اطراف خود دورشوند، غرق شدندرتخیلات باعث شد که پیوند خود را با مردم و دنیای واقعی قطع کنند. در این شرایط کم کم نویسندگان دیگری پدیدارشدند که درآثارشان اجتماع را با تمام خوبی ها و بدی هایش به تصویر کشیدند و چهره ای از زندگی واقعی را نشان دادند. ) مقدمه در مقدمه مقاله به ضرورت بحث فلسفه تعليم و تربيت در كشور اسلامي ايران و ارتباط منطقي بين جهانبيني و ايدئولوژي بطور كلي اشاره، و سپس در ادامه مقاله تلاش شده است ارتباط منطقي بين جهانبيني يا مقولات فلسفي (هستيشناسي، خداشناسي، انسانشناسي، شناختشناسي و ارزش شناسي) با جنبههاي مختلف تعليم و تربيت (اهداف، محتوي، روش و...) نشان داده شود. در پايان مقاله نيز به عنوان نتيجهگيري به اين سه مطلب اشاره گرديده است: 1ـ رئاليسم اسلامي يك نظام تعليم و تربيت ويژه دارد. ازديدگاه رئاليسم اسلامي يك رابطه كاملاً منطقي بين جهانبيني (ديدگاههاي كلي نسبت به هستي)و ايدئولوژي برقرار است؛ چنانكه استاد شهيد مطهري در بحث از جهانبيني اين مطلب را بخوبي بيان ميكند: ... كه چون هستي چنين است و جامعه چنان است، پس بايد اين چنين و آن چنان بود... ايدئولوژي بر پايه جهانبيني استوار است... چراي ايدئولوژي در جهانبيني كه آن ايدئولوژي بر آن استوار است، نهفته است و به اصطلاح ايدئولوژي از نوع حكمت عملي است و جهانبيني از نوع حكمت نظري. هر نوع خاصي از حكمت عملي بر نوعي خاص از حكمت نظري مبتني است. توضيح و تعريف مباني تعليم و تربيت آنچه در اينجا به عنوان مباني تعليم و تربيت، مورد نظر است، در واقع همان مقولات فلسفه است. (مقولات هستيشناسي،خداشناسي،انسانشناسي،ارزش شناسي و شناختشناسي، به عبارت ديگر جهانبيني يا حكمت نظري رئاليسم اسلامي، اساس مسائل تربيتي در اين ديدگاه است و اين ارتباط يك ارتباط منطقي است كه ميتواند بر انسجام و هماهنگي نظام تربيتي آن تأثير بسزايي داشته، آن را به عنوان يك نظام خاص تعليم و تربيت مطرح كند؛ يعني حكمت عملي كه شامل اخلاق، تعليم و تربيت، حقوق و... است بر حكمت نظري (مقولات و مسائل نظري و فلسفي) مبتني است ـ بعدا به چگونگي اين ارتباط اشاره خواهد شد ـ با توجه به اين مقدمه، مباني تعليم و تربيت رئاليسم اسلامي را ميتوان بطور كلي به شرح زير تعريف كرد: ارتباط بين مقولات فلسفي و جنبههاي مختلف تعليم و تربيت از ديدگاه رئاليسم اسلامي چون بين جهانبيني (مقولات فلسفي) و ايدئولوژي يك رابطه منطقي وجود دارد، در تعليم و تربيت (كه از نوع ايدئولوژي است) نيز ميتوان چنين ارتباطي را بخوبي نشان داد.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 12:1 بعد از ظهر توسط آموزگار |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام
این یک وبلاگ آموزشی است تقدیم به دانشجویان تربیت معلم و معلمان عزیز و دوستانی که در زمینه آموزش علاقمند هستند شما می توانید از لینک وبلاگها مطالب مورد نظر خود را بیابیدفقط کافیست آنرا کلیک نمایید تهیه کننده خانم دشــــتـی |
| پیوندهای روزانه |
|
مرکز تربیت معلم عترت آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مهر 1388 اردیبهشت 1388 بهمن 1387 آذر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 دی 1386 آبان 1386 مهر 1386 مرداد 1386 مهر 1385 |
|
RSS
|