تبليغاتX
آموزگـــــــــــــــــــــــار
وبلاگ آموزشی

 

مقدمه:

              سمبوليسم نهضت اذبي كه از اوايل قرن بيستم به عنوان عكس العمل ناتوراليسم در اروپا ايجاد شد ، تحت تاثير فلسفه ايده آليسم  بود ، از متا فيزيك الهام مي گرفت و مي كوشيدجهان را با نظر سمبوليك و روحاني  بررسي كند ، رمز گرايي ، نمادگرايي ( فره ) .

           سمبوليسم مجموعه نمادهايي كه در آثار يك نويسنده يا شاعر يا دوره ي معين به كار رفته باشد ، نمادگان ، ( فره ).   (1)

 

 

 

  چكيده : 

         سمبوليسم درمفهوم عام آن به اين باور است كه مي توان پندار ها و عواطف را در نماد هايي آشنا يا نا آشنا عينيت بخشيد وبه مخاطب اثر هنري انتقال داد و بدين طريق بجاي توصيف واقيعت آنرا در هيات نماد نزد مخاطب حاضر كرد . اما در تاريخ ادبيات اين اصطلاح با نام گروهي از شاعران برجسته فرانسه در نيمه دوم سده نوزدهم و اوايل بيستم همراه است : بودلر ، ورلن ، مالارمه ، والري . (2)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


1. سمبوليسم / چدويك . چارلز

 2  .لغت نامه معين

 

كليد واژه :

ورلن

سمبول

سمبوليك

ژان موره آس

مكتب

قالب

 شعر آزاد

هيجان

وحدت

كلمه

آهنگ

نمايشنامه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شكل گيري سمبوليسم

                  در حا لي كه هنوز سخني از سمبوليسم درميان نبود سخن  از حساسيتي به نام مكتب منحط بود . كلمه ي منحط نخست به صورت انتقاد به تمام كساني كه از پل ورلن (1844_1896) پيروي مي كردند اطلاق شد .

              ورلن درعين حال كه ولگرد والكلي بود، شاعر به تمام معني وحتي بزرگ بود .او فريادهاي روح خويش را كه از سرنوشت خود در رنج بود ، در اشعارش منعكس مي  ساخت  وتقريبا به نوعي از رماتيسم  باز مي گشت ولي با وجود اين شرايط نفس تازه اي به شعر فرانسه دميد وآن چيزي را كه سمبوليسم ناميدند وارد شعر كرد .

            در شكل گيري جريان انحطاط ونيز مكتب سمبوليسم ، دو كتاب كه شاعران جوان را با پيشاهنگان شعر نو آشنا ساخت داراي اهميت خاصي است . نخست شاعران نفرين شده اثر ورلن وديگري رمان وارونه اثر ژوريس_ كارل هويسمانس (1848_ 1907)  

 كلمه ي سمبول

           اصل كلمه ي سمبول (نماد) ، سوم بولون يوناني است به معني  به هم چسباندن  دو قطعه ي مجزا كه از  فعل سومبالو (مي پيوندم ) مشتق استوحاكي از چيزي است كه به دو قسمت شده باشد.

          از تعاريفي كه قاموس فني وانتقادي فلسفه اثر آندره لا لا ند از سمبول به دست داده است ، اين تعريف قابل توجه است:  "  هر نشانه ي محسوس كه (با رابطه اي طبيعي ) چيزي غايب يا غير قابل مشاهده  را 

متذكر شود."

           تلقي سمبوليست ها از كلمه ي سمبول را نيز مي توان از اين تعريف ژول لومتر استنتاج  كرد : " تطبيقي است كه فقط جزء دوم آن به ما داده شده است ، دستگاهي از استعاره هاي پياپي . "

          سمبول دلالتي را ايجاد مي كند يا روشن مي سازد . فعاليت سمبوليك نيز دوگانه است :رمز گشايي وايجاد.

          سمبول به منزله ي فعاليت مؤ ثر در خواننده ومتن ، سنت اروپائي تصور ديگري را كه انتزاعي تر است قرار داده است : گفته هاي پيچيده و ظاهرا متضاد فلسفه هاي احساساتي آلماني و توجه رومانتيك ها به اشعار قرن شانزدهم ،مقدمه ي تفكري است درباره ي زبان و رابطه ي آن  با خداوند .  آلكساندرسومه  شاعر فرانسوي در كتاب خود الهه ي شعر فرانسوي   مي نويسد : " در نظر شاعر همه چيز سمبوليك است ... او مي كوشد نشانه هائي  از آن زبان ابتدائي را كه خداوند بر انسان آشكار كرده است پيدا مي كند. "  1 

              سمبوليسم مكتبي ادبي بود كه بدبيني ونوميدي را با وهم  و رؤ يا ، همراه با احساس وخيالي ژرف ونيز در هم آميخته با زباني آكنده از كنايه واشاره كه ويژه ي خود اين مكتب است ، بيان مي داشت .

             سمبوليسم تنها برپايه ي  " اصالت احساس " تكيه داشت و هنرمندان اين مكتب براي احساس هاي خود به هيچ اصل ديگري  گردن نمي نهادند و از هيچ منطق و واقعيت ديگري پيروي نمي كردند .

            سمبوليك ها به كمك " جادوي واژه ها " آنچنان جهان مادي ومعنوي ومحسوس و نامحسوس را به هم پيوستند كه آهنگ وطنين  

واژه ها خود سرانجام بيش از هر موضوع ديگري آن ها را به سوي خويش كشيد و گاه هدف برجسته ي برخي از سرودها گرديد .     

در همه ي پديده هاي سمبوليكي ، يك احساس وخيال ژرفي كه آميخته با نوميدي وبدبيني است به چشم مي خورد . اين احساس سركش همواره درون بين وخود نگر است و با رؤيا وخيال همراه است .

           

   

             

 

 


  1. كلودل  نيز خلاف اين نمي گويد.

 

بيانيه ي سمبوليسم:

                ژان موره آس،  شاعر يوناني نژاد بيانيه ي  مكتب جديد را در شماره ي 18 سپتامبر 1886 ضميمه ي ادبي روز نامه ي " فيگارو  " انتشار داد كه سر و صداي زيادي درمحافل ادبي به پاكرد . دراين بيانيه بود كه " موره آس " براي نخستين بار كلمه ي سمبوليسم را در مورد  اين مكتب به كار برد و از آن پس مكتب جديدبه همين اسم ناميده شد.  

 

          

اصول سمبوليسم :

              در ميان سمبوليست ها دو تمايل مجزا ظاهر گشت :

 اول: تمايل مالارمه و رنه گيل  كه زبان هنري را از زبان عوام جدا مي دانستند و براي افاده وبيان هيجانات بديع سمبوليستي ايجاد زباني  جدا

از زبان مردم را ضروري مي شمردند . اينان قالب شعر رمانتيك و     پار ناسي را همان گونه كه بود پذيرفته بودند واز آن راضي بودند .

دوم: تمايل ورلن و ژول لافورگ كه اصالت فرهنگستاني زبان وطرز بيان پارناسين ها را مسخره مي كردند و مي كوشيدند زبان عادي و

عاميانه ي مردم را به وضع هنرمندانه اي تقليد كنند .اينان در عين حال

به فكر در هم شكستن قالب هاي موجود شعر نيز افتادند و به اين ترتيب پاي" شعرآزاد " به ميان كشيده شد .

 

 شعر آزاد :

                 يك " شعر آزاد " عبارت است از عده اي پاره هاي موزون نامساوي.    در اين شعر ، ديگر وحدت اصلي و حساب شده اي براي قالب شعر در ميان نيست ، بلكه وحدت شعر ، از روي وحدت انديشه و تصويري كه در آن هست تعيين مي شود .

            چنان كه از خلال آثار ونوشته هاي سمبوليست ها مشهود است ، شعر آزاد باعث شد كه " كلمه " ارزش واقعي خود را به نسبت آهنگ و صدائي كه دارد در شعر كسب كند .

 

رمان سمبوليك:

            اولين كار داستاني سمبوليسم در حد يك صناعت ساده ي امپر سيونيستي باقي ماند : از قبيل داستان هاي كوتاه موره آس و پل آدام كه تحت عنوان صرف چاي  در خانه ي ميراندا ( 1886) انتشار يافت .

          بالاخره رمي دوگورمون  ( 1858_1915) با سيكستين (1890)

نزديكترين رمان را به فرمول سمبوليستي به وجود آورد .

 

درعالم تئاتر:

               تئاتر بيشتر سمبوليست ها را مجذوب خود كرده بود .

آكسل كه در سال 1890 پس از مرگ ويليه دوليل آدام منتشر شد ودر 1894 به صحنه رفت، اثر نمونه ي سمبوليستي به شمار رفت و همچنين

   دختري با دست هاي بريده ( 1893) اثر پي ير كيار، يك نمايش مذ هبي با شخصيت هاي بي نام كه بيرون از زمان ومكان اتفاق مي افتد و نيز افسانه ي آنتونيا اثر ادواردو ژاردن ، نمايشنامه هاي مشهور سمبوليك به شمار مي روند ، اما بهترين نمونه هاي نمايشنا مه ي سمبوليك را در ميان آثار موريس مترينگ بلژيكي مي توا نيم پيدا كنيم. 

 

 

خلاصه ي كلام

              با توجه به آنچه گذشت ، مي توان اصولي را كه سمبوليست ها مرا عات مي كنند به شرح زير است :

 1_ حالت اندوه بار وماتمزاي طبيعت و مناظر و حوادثي را كه مايه ي ياس و عذاب ونگراني و ترس انسان است بيان مي كنند .

2_ به اشكال و سمبول ها و آهنگ ها و قوانيني كه نه عقل و منطق بلكه احساسات آنها را پذيرفته است توجه دارند .

3_ هر خوانندهاي اثر ادبي را به نسبت درك و احساس خود مي فهمد.

از اين رو بايد چنان آثاري به وجود آورد كه همه كس آن را به طور عادي و متشابه درك نكند ، بلكه هر خواننده اي بنا به وضع روحي وميزان ادراك خويش معني ديگري از آن در يابد .

4_ تا حد امكان بايد از واقيعت  عيني دوروبه واقيعت ذهني نزديك شد .

5_ انسان دستخوش نيروهاي ناپيدا و مشئومي است كه سرنوشت او و طبيعت را تعيين مي كنند ، از اين رو حالت مرگبار و وحشت آور اين نيروها را در ميان نوعي رؤيا و افسانه بيان مي كنند .

6_ مي كوشند حالت غير عادي روحي و معلومات نا بهنگامي را كه در ضمير انسان پيدا مي شود و حالات مربوط به نيروهاي مغناطيسي وانتقال فكري را در اشعار و آثارشان بيان كنند و بيافرينند .

7_ به مدد احساس و تخيل ، حالات روحي را در ميان آزادي كامل با موسيقي كلمات و با آهنگ و رنگ و هيجان تصوير مي كنند .

 

سمبوليسم يك ماجراي اروپائي:

سمبوليسم در اروپا وسراسر جهان ادامه يافت . بايد گفت كه اين مكتب از آغاز صورت جهان وطني داشت : موره آس يوناني بود ، استوارت مريل وويله گريفن امريكئي بودند وتئودور دو ويزووا لهستاني بود . اشتفان گئورگه ي آلماني ، آرتور سيمونز (1865 _ 1946 ) و جرج مور ( 1852 _ 1933 ) انگليسي از مهمانان سه شنبه ي مالارمه بودند . آري پرينس هلندي ( 1860 _ 1922 ) دوست هويسمانس بود . اندره آدي مجار بود و در پاريس ساكن شد . مجله هايي هم كه در كشور هاي مختلف چاپ مي شد در سراسر اروپا انتشار يافت .   

 

منابع و ماخذ

كليات سبك شناسي / رضا   سید  حسيني

سمبوليسم / چارلز چدويك

لغت نامه  معین    

  F:\ سمبوليسم  -[ slf  gdsl ].htm

 

گرد آورنده :

ام البنين جعفري 

استاد راهنما :سركار خانم دشتي

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 12:1 بعد از ظهر  توسط آموزگار | 
 

 *

 

 

 

 چکیده :

 

مكتب رئاليسم در اواسط قرن نوزدهم به عنوان واكنشي  در  برابر   مكتب رمانيتك پديد آمد. رئاليسم يعني واقع گرايي. هنرمند رئاليست  در آفرينش اثر خود بيشتر نقش تماشاگر را بازي مي‌كند، جهان را آن چنان  كه هست باز مي‌نمايد، نه آن  چنان   كه  بايد  باشد؛  مظاهر طبيعت و جامعه و  روح انسان   را  با  تمام  زيبايي‌ها و  زشتي‌هايش   نمودار مي‌سازد بدون آنكه انديشه و احساسات و ميل خود را در آن دخالت دهد.( افراط  ورزیدن  بیش ازحد دراحساسات توسط  هنرمندان رمانتیک باعث شد که آنها به تدریج  از واقعیات اطراف خود دورشوند، غرق شدندرتخیلات باعث شد که پیوند  خود را با مردم و دنیای واقعی قطع کنند. در  این   شرایط   کم کم   نویسندگان دیگری پدیدارشدند که درآثارشان اجتماع را با تمام خوبی ها و بدی هایش به تصویر کشیدند و چهره ای از زندگی واقعی را نشان دادند. )

 

مقدمه
    با پيروزي انقلاب اسلامي در ايران و تأسيس حكومتي ديني و اسلامي بر اساس تعاليم قرآني، ضرورت تغييري بنيادين در تمام نظامات اجتماعي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي، بويژه در نظام تعليم و تربيت كشور، احساس مي‏شد. اين ضرورت هم به لحاظ ماهيت فرهنگي، و معنوي انقلاب و هم به لحاظ تأثيرپذيري ساير نظامات از نظام تربيتي بود. اين در حالي بود كه نظام آموزش و پرورش بجا مانده از دوران قاجاريه بويژه دوران پهلوي، روساخت و تقليدي از نظام تعليم و تربيت كشورهاي غربي بود كه با اعتقادات و فرهنگ اصيل مردم مسلمان هماهنگي نداشت، زيرا نظام تربيتي غرب بر اساس نوعي جهان‏بيني و فلسفه خاص شكل گرفته است و نمي‏تواند با اصول و مباني جامعه اسلامي هماهنگي داشته باشد. در راستاي همين امر اقداماتي از قبيل تشكيل شوراي عالي انقلاب فرهنگي، جهاد دانشگاهي و دفتر همكاري حوزه و دانشگاه و... صورت گرفت. اين نكته بسيار آشكار است كه اگر بنا باشد در مورد نظام تعليم و تربيت كشور، كاري اساسي صورت گيرد، قبل از هر چيز لازم است فلسفه تربيتي مناسب با جهان‏بيني انقلاب اسلامي به وجود آيد و ساير جنبه‏هاي تعليم و تربيت (هدفها، روش و...) مبتني بر آن شكل بگيرد تا بدين وسيله از استحكام و انسجام لازم برخوردار گردد و گرنه هر كاري كه بدون توجه به اين نكته مهم و اساسي صورت گيرد، كاري سطحي، غير منسجم و بي‏بنيان خواهد بود؛ بر همين اساس، تبيين مباني و اصول اساسي نظام تعليم و تربيت اسلامي با استفاده از منابع اسلامي بسيار لازم و ضروري است، امّا با توجه به اينكه هر كسي نمي‏تواند مسائل اساسي جهان‏بيني اسلامي را از منابع و متون ديني به آساني استخراج كند و نظامي فلسفي و تربيتي پديد آورد، پس لازم است به نظر عالمان ديني و حكماي الهي و مسلمان، كه مقبوليت لازم را دارا باشند، مراجعه كرد.
براي تحقق اين امر در اين مقاله سعي شده است تا نظريات دو تن از فيلسوفان و متكلمان بزرگ معاصراسلامي، يعني مرحوم علامه طباطبايي و استاد شهيد مطهري(ره) تحت عنوان رئاليسم در فلسفه اسلامي مورد بحث قرار گيرد. به اين نكته بايد توجه كرد كه نه تنها اين دو فيلسوف بزرگ اسلامي، رئاليست هستند، بلكه تقريبا مي‏توان گفت همه فيلسوفان مسلمان نيز رئاليست هستند و معتقدند اشيا مستقل از ما وجود دارند كه بعضي از طريق حواس در ذهن تأثير مي‏كند و ذهن به درك آنها نائل مي‏شود و بعضي هم توسط عقل شناخته مي‏شود. علاوه بر اين، آنان معتقدند غير از جهان مادي نيز حقايقي وجود دارد كه بهره آنها از واقعيت كمتر از ماديات نيست، بلكه بيشتر و والاتر است و از همه بالاتر، وجود حق تعالي است كه در عين مادي نبودن، واقعيت‏بخش هر واقعيت‏داري است. چون در مكتب رئاليسم اسلامي، تعليم و تربيت از نوع حكمت عملي (ايدئولوژي) و مقولات فلسفي (جهان‏شناسي، انسانشناسي، شناخت‏شناسي و...) از نوع حكمت نظري (جهان بيني) است، لذا قبل از بحث از چگونگي اين ارتباط، لازم است ارتباط بين جهان‏بيني و ايدئولوژي از ديدگاه اين مكتب مورد اشاره قرار گيرد.

   در مقدمه مقاله به ضرورت بحث فلسفه تعليم و  تربيت در كشور اسلامي ايران و    ارتباط

منطقي بين جهان‏بيني و ايدئولوژي بطور كلي اشاره، و سپس در ادامه مقاله تلاش شده است ارتباط منطقي       بين جهان‏بيني يا مقولات فلسفي (هستي‏شناسي، خداشناسي، انسانشناسي،  شناخت‏شناسي و  ارزش          شناسي) با جنبه‏هاي مختلف تعليم و تربيت (اهداف، محتوي، روش و...) نشان داده شود.   در پايان مقاله نيز به عنوان نتيجه‏گيري به اين سه مطلب اشاره گرديده است: 1ـ رئاليسم اسلامي يك نظام تعليم و تربيت ويژه دارد.
          2 ـ مقولات فلسفي رئاليسم اسلامي بر جنبه‏هاي مختلف تعليم و تربيت تأثير مستقيم دارد.   
          3 ـ بين هستي‏شناسي رئاليسم اسلامي و علومي كه در فرهنگ اسلامي به‏وجود آمده است، ارتباط آشكاري وجود دارد.                                                                                                               
   

  ارتباط منطقي جهان‏بيني و ايدئولوژي                                

ازديدگاه رئاليسم اسلامي يك رابطه كاملاً منطقي بين جهان‏بيني (ديدگاه‏هاي كلي نسبت به هستي)و ايدئولوژي برقرار است؛ چنانكه استاد شهيد مطهري در بحث از جهان‏بيني اين

مطلب را بخوبي بيان مي‏كند:                                                                                                                                                                            
    ...  مي‏دانيم كه هر مكتب و ايدئولوژي براي نجات و رهايي بشر يك سلسله ارزشها و بايدها  ونبايدها در سطح فرد يا جامعه مي‏آورد... ولي اين بايدها و نبايدها بر فلسفه خاصي متكي است كه آنها را توجيه مي‏نمايد؛ يعني اگر مكتبي، يك سلسله دستورها و فرمانها مقرّر  مي ‏دارد ناچار بر   نوعي فلسفه و جهان‏بيني در باره هستي، جهان، جامعه و انسان متكي  است.

 ... كه چون هستي چنين است و جامعه چنان است، پس بايد اين چنين و آن چنان بود... ايدئولوژي بر پايه جهان‏بيني استوار است... چراي ايدئولوژي در جهان‏بيني كه آن ايدئولوژي   بر آن استوار است، نهفته است و به اصطلاح ايدئولوژي از نوع حكمت عملي است و          جهان‏بيني از نوع حكمت نظري. هر نوع خاصي از حكمت عملي بر نوعي خاص از حكمت نظري مبتني است.                                                                                                        

توضيح و تعريف مباني تعليم و تربيت

      آنچه در اينجا به  عنوان مباني تعليم و  تربيت،  مورد نظر است، در واقع   همان  مقولات فلسفه  است. (مقولات هستي‏شناسي،خداشناسي،انسانشناسي،ارزش شناسي و شناخت‏شناسي، به عبارت ديگر جهان‏بيني يا حكمت نظري رئاليسم اسلامي، اساس مسائل تربيتي در اين ديدگاه است و اين ارتباط يك  ارتباط  منطقي  است كه  مي‏تواند بر  انسجام و  هماهنگي   نظام تربيتي آن   تأثير  بسزايي داشته،  آن را به عنوان يك نظام  خاص  تعليم   و   تربيت مطرح كند؛ يعني حكمت عملي كه شامل اخلاق، تعليم و تربيت، حقوق  و...  است بر  حكمت  نظري   (مقولات و مسائل نظري و فلسفي) مبتني است ـ بعدا به چگونگي اين ارتباط اشاره خواهد   شد ـ  با توجه به اين مقدمه، مباني تعليم و تربيت رئاليسم اسلامي را مي‏توان بطور كلي به شرح زير تعريف كرد:
     ديدگاه‏هاي كلي رئاليسم اسلامي در باره هستي،  خدا، انسان،  ابعاد   وجود او،  شناخت  و دانش (نگرشهاي كلي، مقبولات و پيش‏فرضها نسبت به جهان هستي)  است  كه پايه و اساس تعليم و تربيت را تشكيل مي‏دهد.
    اگر بخواهيم تعريف خلاصه‏تري را بيان كنيم، مي‏توان گفت مباني تعليم و تربيت، ديدگاه‏هاي رئاليسم اسلامي، نسبت به انسان، حقيقت و ابعاد وجودي، هدف از آفرينش كمال‏نهايي و كيفيّت حركت او به سوي مقصد نهايي (قرب الي‏ا...) است.

ارتباط بين مقولات فلسفي و جنبه‏هاي مختلف تعليم و تربيت

از ديدگاه رئاليسم اسلامي چون بين جهان‏بيني (مقولات فلسفي)        و ايدئولوژي   يك  رابطه منطقي وجود دارد، در تعليم و تربيت (كه از نوع ايدئولوژي است) نيز مي‏توان چنين ارتباطي را بخوبي نشان داد.
     همان‏گونه كه در تعريف مباني مشاهده شد، جهان‏بيني يك مكتب بويژه نوع نگرش   آن  به "انسان" تأثير بسيار عميقي در جنبه‏هاي مختلف  تعليم و  تربيت دارد،   زيرا     انسان    موضوع تعليم و تربيت است؛ پس در آغاز بايد به اين پرسش، پاسخ گفت كه انسان چيست؛ داراي چه ويژگيهايي است؛ شئون و استعدادهاي او كدام است؟   هدف نهايي   وي  چيست؟ اصولاً چه تيپ انساني مي‏خواهيم تربيت كنيم؟ لذا پس از روشن شدن اين مسائل و  سؤالات است كه مي‏توان به سراغ تعليم و تربيت رفت و نظام تربيتي مناسبي را تأسيس كرد.
     اصولاً مرحوم علامه طباطبايي و استاد شهيد مطهري   قبل از   طرح   مباحث  اخلاقي و تربيتي و در آغاز به بحث در باره جهان‏بيني      خود  پرداخته  و بويژه بحث از انسان را به عنوان مركز مباحث خويش قرار داده‏اند.
تحليل مطلب
     در مورد ارتباط بين مقولات فلسفي و جنبه‏هاي مختلف تعليم و   تربيت   بطور  كلي  (   در جهان‏بيني‏هاي گوناگون) بحث در باره اين مسأله به تفصيلصورت مي‏گيرد    (چنانكه در  كتابهاي فلسفه تعليم و تربيت در باره آن بحث مي‏شود) امّا در اين مقاله  به جهت    رعايت اختصار،  تنها به تحليل برخي موارد از ديدگاه رئاليسم اسلامي خواهيم پرداخت:
     بر اساس حركت جوهري در رئاليسم اسلامي، انسان و جهان دائما در    حركت و  شدن  به سوي تكامل خود، و وسيله اين تكامل نيز تعليم و تربيت است؛ بنابراين،   روابط انسان و كنش و واكنش متقابل او نيز دائما دستخوش تغيير است.
تأثير هستي‏شناسي بر تعليم و تربيت
    مي‏توان گفت مقوله هستي‏شناسي   (جهان‏شناسي و خداشناسي)       رئاليسم اسلامي  بر   همه جنبه‏هاي تعليم و   تربيت تأثير   دارد      امّا  تأثير    مستقيم     آن  بر      هدفها   و در   مرتبه بعدي   بر محتواست. در باره هدف به اين نكته بايد اشاره كرد  كه هدف غايي و نهايي    تعليم و تربيت در اين مكتب بر اساس هستي‏شناسي خاص آن، كه هدف كلي همه آفرينش  را   قرب   الي ‏ا... مي‏داند، تعيين مي‏شود؛ يعني هدف تعليم و     تربيت نيز قرب الي‏ا... وپرورش عبد صالح است    و اين   هدف والا و مهم، جهت    هدفهاي كلي    (متوسط  يا  مرحله‏اي) و  جزيي  (اجرايي)   تعليم  و تربيت را تعيين مي‏كند؛    لذا  مي‏توان  گفت  نظام تربيتي رئاليسم اسلامي "خدا محور" است    و   توحيد (خدا محوري) بر  كل  دستگا ه تربيتي و    جنبه‏هاي مختلف آن حاكم است.
     درباره تأثير مقوله هستي شناسي   بر محتوي   نيز    مي‏توان     گفت     اصولاً محتواي   تربيتي و آموزشي به آساني از هدفهاي تربيت قابل تفكيك نيست؛      به همين   جهت محتوي نيز   بعداز اهداف، بيشترين و مستقيمترين تأثير را از  هستي‏شناسي    مي‏پذيرد .    منع    و تحريم  آموزش   مسائلي مانند جادو    و طلسم،   صورت سازي و تكيه بر   رشد   عقلاني و  اخلاقي و...  مثالهايي است كه مي‏توان بدانها اشاره   نمود   كه از   ديدگاه   متافيزيكي مكتب رئاليسم اسلامي متأثراست.
تأثير انسانشناسي بر تعليم و تربيت
     چنانكه قبلاً اشاره شد، انسان به عنوان موضوع تعليم و تربيت،   نقش   بسيار اساسي    و تعيين كننده‏اي در نظام تربيتي دارد و هر نوع نگرشي به آن مي‏تواند تأثيرخاص و مستقيم    و انكارناپذيري داشته باشد.
     چون در ديدگاه رئاليسم اسلامي، انسان موجودي با دو ويژگي مهم و اساسي   عقل(علم)   و ايمان است، لذا بر آموزشهاي معنوي و اخلاقي و رشد قدرت عقلاني  و  قوه  تفكّر  انسان تأكيد فراواني شده است.
     همچنين از آنجا كه مسأله فطرت انساني در نظر       رئاليسم اسلامي  ام‏المعارف   ناميده شده است، در نظام تربيتي   نيز احياي فطرت انساني را آرمان تربيت دانسته، آن  را  يكي از اصول اساسي تعليم و تربيت مي‏داند.
     چون در انسانشناسي اين مكتب نوع انسان در   انسانيت يكسان  است  و    تفاوتي  ندارد  و هرآنچه مي‏تواند رشد استعدادها و تواناييهاي نوع انسان  را   فراهم آورد، به     همه  نوع  تعلق دارد و هيچ فردي از  افراد انساني   نبايد از آن   محروم گردد،  و  يكي  از   اين  موارد مشترك، عموميّت و همگاني بودن حق  تعليم  و تربيت است كه  به نوع  انسان بر مي‏گردد و  متعلق  به نوع انسان است، لذا همگان بايد  حق      بهره‏مندي از اين نعمت عظماي الهي  را داشته باشند. د ر اين   ديدگاه نه تنها همه انسانها حق بهره‏مندشدن از آموزش و پرورش  را دارند، بلكه  بالاتر از اين فراگيري علم و دانش مورد نياز جامعه، يك فريضه است.
      مرحوم علامه طباطبايي در همگاني بودن كسب   علم و دانش   براي همه    انسانها  به  جهت اشتراك در نوع (يعني اينكه نوع انسان ويژگي خاصي دارد)   بطور   اساسي وجوهري هر گونه تفكر تبعيض‏آميز را در اين باره طرد مي‏كند، زيرا از نظر نوع    بين   هيچ  گروهي  از  انسانها (زنان، مردان، بردگان و...) تفاوتي وجود ندارد تا بتوان بر اساس آن اين حق را از آنان  سلب كرد.
      طبق اين نظريه هرگونه محروم كردن و      روا داشتن   تبعيض (در امر تعليم و تربيت) كاري غير اصولي و طبعا با طبيعت انساني مخالف است.
تأثير شناخت‏شناسي بر تعليم و تربيت
      در زمينه تأثير شناخت‏شناسي بر تعليم و تربيت،       مي‏توان  گفت اين  مقوله تقريبا بر همه جنبه‏هاي تربيتي اثر  مي‏گذارد؛   بويژه  تأثير  مستقيمي بر روش و متد دارد. اين مطلب مبرهن است كه مسأله يادگيري و    چگونگي آن به چگونگي حصول علم، ابزار و منابع علم بر مي‏گردد و نهايتا اينكه ماهيت شناخت چيست،      و ظرفيتهاي شناختي انسان چيست و...   رئاليسم اسلامي در بحث   معرفت بر    شناختهاي فطري و   علم   حضوري    تأكيد دارد   و  حصول علم و ادراك  را درونداد حسي     (كه از حس آغاز مي‏شود)    و    سازماندهي  عقل  (حالت ابداعي نفس)،      تو أمان مي‏داند،   لذا هم بر روش تجربي و هم استدلال در يادگيري تأكيد مي‏ورزد.    از طرفي چون  ادراك در ديدگاه رئاليسم اسلامي،   از خواص روح است  و روح نيز  شامل قواي  ادراكي و  تحريكي است،    لذا در اين مكتب به پرورش  عقل  و  تفكر  اهميّت  خاصي داده شده است، چون علم  را ارتجالي   نمي‏داند بلكه معتقد است بايد از طريق تعليم و تربيت حاصل گردد.
تأثير ارزش‏شناسي بر تعليم و تربيت
     مقوله ارزش شناسي نيز      بر همه  جنبه‏هاي  تعليم  و   تربيت     اثر دارد .      اصولاً  ارزشهاي اخلاقي، روح   نظام تربيتي  در رئاليسم اسلامي را تشكيل مي‏دهد  و    مانند خوني در تمام پيكره دستگاه تعليم و تربيت جاري     است. كمال انسان در اين  ديدگاه  در گرو كسب  فضايل اخلاقي  و دوري از رذايل و تقويت     گرايشهاي فطري است (گرايش به زيبايي، خير و...) لذا در تربيت   نيز كمال انسان را قرب خداوندي مي‏دانند     و      اين  است    كه     به  آموزشهاي  اخلاقي  بسيار      اهميت مي‏دهند و اصولاً  تهذيب  و  تزكيه  و پرورش  اخلاقي  را بر آموزش و فراگيري دانش مقدم مي‏دانند (اين تقدّم، تقدّم رتبي است).
رئالیسم
                                                                   

نيمه دوم قرن نوزدهم (1900ـ 1850)   با چندين جريان هنري منجمله رئاليسم و ناتوراليسم همراه بود كه بازتابي   از نگراني هاي اجتماعي و علمي آن عصر بودند. رئاليسم متشكل از   كلمه «ريئل » به معناي «واقعيت»  و درمجموع به معناي حقيقت جويي و واقع بيني است. رئاليسم از ميل و گرايش هنرمندان  (بويژه رمان نويسها و نقاشها) براي نزديك كردن هنر با واقعيت به وجود آمد. هنرمندان اين مكتب عقيده داشتند كه مناظر زندگاني بايد آيينه وار، بي كم وزياد و بدون دخل و تصرف نمايانده شوند وحقايق طبيعي ، در صنايع و ادبيات ارائه شود. رئاليسم قبل از سال 1850 به وجود آمد ولي بعداز اين تاريخ طرفداراني پيدا كرد و گسترش يافت. درابتدا منتقدان آثارهنري اين كلمه را به كار بردند. بعد به تدريج در واژگان نقد ادبي رايج شد . به عنوان مثال وقتي كوربه روستايي را بدون تلاش براي آراستن و زيباجلوه دادن آن با تمام واقعيتهايش به تصوير مي كشيد براي نقد كار او از اصطلاح «رئاليسم» استفاده مي كردند. ناتوراليسم ، نوعي رئاليسم است كه به افراط و اغراق كشيده شده است . البته به طور كلي رئاليسم و ناتوراليسم يك هدف را دنبال مي كنند. رئاليسم رسالت تقليد و نمونه برداري از طبيعت وحقايق را بر عهده داشت و با نويسندگاني مانند فلوبر و نقاشاني مانند كوربه مشهور شد. به همين دليل طبيعت گرايي (ناتوراليسم ) با رهبري زولا درادبيات وكروت ، منه و دوگاس درنقاشي ، براي رئاليسم جانشين مناسبي بود و دراين مكتب براي رسيدن به واقعيات به علم رجوع مي شد. زولا، طبيعت گرايي را به عنوان روش علمي جديد و دقيق درادبيات تعريف كرد. بنابراين بايد منشأ آن را درتحول علمي قرن جست وجو نمود. دو عنوان «رمان تجربي » و «تاريخ طبيعي و اجتماعي » مشخص كننده موضوعات جريان طبيعت گرايي هستند واين دو موضوع ارتباط تنگاتنگ با حوزه علمي دارند. رئاليسم موضوعاتش را از مشاهده دنياي اجتماعي و تاريخي معاصر اقتباس مي كند. رئاليسم درواقع به مردم و اوضاع واحوال مردمي علاقه مند است كه تا به آن زمان براي كارهاي هنري قابل توجه نبودند. دراين مكتب خلق اثر تصويري و ادبي بيشتر به طبقات متوسط و پايين جامعه مانند كارگران، صنعتگران ، زنان روسپي، ولگردهاي خياباني و به نفرت انگيزترين جنبه هاي زندگي آنان پرداخته مي شود. به عنوان مثال، بالزاك دراثر خود به نام «پدرگوريوت» ، انساني را با ذات و دروني پست و قبيح و نفرت انگيز توصيف مي كند. در رئاليسم محدوديتهاي «آداب و نزاكت» رعايت نمي شود. برخلاف رمانتيكها كه معتقد بودند بايد فقط زيباييها را بيان كرد، رئاليستها عقيده دارند كه حقيقت چه زيبا و چه زشت و چه زننده بايد بيان يا به تصوير كشيده شود. به همين دليل است كه نقاشي كوربه «بي ادبانه و قبيح» و يا رمان «مادام بوواري » اثر فلوبر به عنوان رئاليسم زشت و زننده وتوهين كننده به عفت، قضاوت مي شود. رئاليسم تنها يك گرايش و جريان نيست بلكه حركتي درارتباط تنگاتنگ با تحولات روحي و طرز تفكر واطلاعات گرفته شده از اجتماع و علم است. علم و ادبيات به سختي با يكديگر موافق و سازگار هستند و براي خلق اثر ادبي همراه با علم تناقض گويي به وجود مي آيد. واقعيت بشر، حقيقت رفتار، افكار و احساسات درصورت ضرورت علمي فراموش مي شود، درحالي كه شخصيت رمان يك روبوت (آدم ماشيني) نيست. در رئاليسم مسأله «سبك» درحاشيه قرار مي گيرد. ميل نويسندگان رئاليسم به پيروي و تقليد از واقعيت، مستلزم مشاهده و استناد به حقيقت است و باتوجه به اين ، كشف عكس وهنر عكاسي كه نمونه برداري و انعكاس دقيق واقعيت است، هنرقابل توجهي براي هنرمندان اين مكتب بود واين عملاً پاياني براي توهمات.                                          شاعرانه و آرمانگرايانه رمانتيكها محسوب شد.

 مفهوم  رئالیسم      :  

     رئال یعنی واقعی گرایی.مکتبی بود که با خیال پردازی وفرد گرایی رمانتیسم مخالف بود وبه مشاهده زندگی وبیان وتشبیه آن بسیار اهمییت می داد.

    این مکتب زمانی پا گرفت که مردم سرچشمه اعمال وافکار انسان را علت های مادی می دانستند ودر پی تبعین وتوضیح نظام روابط اجتماعی بر آمدند.هدف اصلی وحقیقی مکتب رئالیسم تشخیص تأثیرات محیط واجتماع بر زندگی انسان است.به همین سبب کار نویسنده رئالیست شبیه کار مورخ است با این تفاوت که مورخ به بیان حوادث وعلل وعوامل آن می پردازد.اما نویسنده رئال اخلاق وعادات مردم را بیان می کند. بالزاک که از جمله نویسندگان معروف این مکتب است می گویید:" می خواهم تاریخی بنویسم که مورخان آن را ننوشته اند وتاریخ من،تاریخ عادات واخلاق جامعه است ."

زمينه هاي ظهور مكتب رئاليسم:

     1. شكست رمانتسم احساسي وپيدايش رمانتيسم اجتماعي: رمانتيسمي كه مبتني بر احساسات وتخيل وبيان مسائل فردي بود شكست خورد وشكل ديگري از رمانتيسم پا به عرصه حيات گذاشت كه مدعي تغيير نظام اجتماعي بود.رمانتيسم هاي اجتماعي در عالم تخيل مدينه فاضله را در ذهن تصور مي كردند

     2.تإثير كتاب كمدي انساني بالزاك: بالزاك كمدي انساني را د رمقابل كمدي الهي دانته نوشت واين كتاب در زمان محبوبيت رمانتيسم ها نوشته شد .او در اين كتاب جامعه عصر خود را با تمام زشتي وزيبايي وخوبي وبدي ترسيم كرده است .او براي اولين بار به تأثير پول در اجتماع پرداخت .

    3. تأثير كتاب هاي علمي مثل اصل انواع داروين: در آن عصر علم پيشرفت كرد تا حدي كه داروين نظريه تك سلولي را مطرح كرد-همه موجودات از موجودات تك سلولي به وجود آمده اند-

   4. پيشرفت علم وتكنولوژي؛ 5. رشد سرمايه داري؛  6. ظهور مكتب باربيزون در نقاشي وكاريكاتور  و.......

 

رئاليسم در روسيه:

      از آنجا كه رئاليسم در روسيه گسترش زيادي داشت معمولا مكتب رئاليسم را به طور مجزا در روسيه بررسي مي كنند.رئاليسم در روسيه به 3 دوره تقسيم مي شود:

     1. رئاليسم ابتدايي يا نخستين:اين مرحله از رئاليسم خود را متعهد به باز آفريني دقيق وكامل وصادقانه محيط اجتماعي مي كند واين باز آفريني كاملاٌ ساده وقابل فهم است.اين رئاليسم با داستان شنل گوگول آغاز مي شود وتولستوي بزرگترين نويسنده رئاليسم نخستين است كه اثر خود "جنگ وصلح" را نوشت، داستا يوسگي "برادران كارامازوف؛ جنايت ومكافات" را نوشت.به اوج مي رسد

    2.رئاليسم انتقادي: ماكسيم بوركي با نوشتن رمانهاي "مادر و فاماگارديف" مرحله جديدي از رئاليسم روسيه را بنياد نهاد.در اين مرحله قهرمان از وضع موجود انتقاد مي كند وبراي رسيدن به وضعيت بهتر تلاش مي كند.

     3.رئاليسم سوسياليستي: اين مرحله از رئاليسم داراي اصول مختص به خود است وشامل :سر سپردگي به ائدولوژي كمونيسم؛ خود را در اختيار حزب قرار دان؛ همبستگي با مبارزات توده زحمت كش؛ طرد درون گرايي؛طرد فرماليسم مي شد.

رئاليسم جادوئي:

     عبارت است از استفاده از تخيل ،اسطوره،جادو وعجايب در اثر.

     از آنجايي كه رئاليسم جادويي در آمريكا ي لاتين پا گرفت اگر بخواهيم تعريف اختصاصي ازآن ارائه دهيم عبارت است از: كندوكاوي در ارتباطات قريب ذهن ابتدائي ملل آمريكاي لاتين و اسطوره هاي بومي كه در زندگي آنها جريان دارد.

     بنيانگذار رئاليسم جادويي ماركز از كشور كلمبيا مي باشد با رمان" صد سال تنهايي".

ديگر نمايندگان رئاليسم جادوئي:

آستورياس از گواتمالا؛ كالوس فوئنس از مكزيك

 ويژگي رئاليسم جادوئي:

      در داستانهاي رئاليسم جادوئي تقريباهمه چيز عادي است ولي يك عنصر جادويي به چشم مي خورد.

     در اثر ماركز؛ زيباترين غريق جهان، مرده اي را از آب مي گيرند كه از هيچ دري وارد نمي شود وهيچ لباسي به اندازه اونيست وهيچ تختي به اندازه و وزن او وجود ندارد.اين همان فرهنگ اسطوره اي جامعه است كه مردم اين عصر قادر به درك فهم آن فرهنگ نيستند.

رئاليسم جادوئي در ايران:

     رئاليسم جادوئي در آثار بعضي از نويسندگان ايراني نيز بازتاب داشته است مثل اين آثار:

عزاداران بَيَلْ از غلامحسين ساعري؛ روزگار دوزخي آقاي اياز و آغاز كشتگان از دكتر بهرآهيني ؛ اهل غرق از خانم مونيرو روانپور ؛روزگار سپري شده مردم سالخورده از دولت آبادي.

تاريخچه رئاليسم    
رئاليسم به عنوان مكتب ادبي، نخست در   اواخر       قرن هجده و اوايل قرن نوزده در فرانسه به ميان آمد و پايه گذاران واقعي آن  نويسندگان مشهوري نبودند كه ما امروز مي شناسيم بلكه آنان نويسندگان متوسطي بودند. كه اكنون شهرت چنداني ندارند
شانفلوري، مورژه و دورانتي، از  آن جمله  هستند و      همين نويسندگان بودند كه در رشد و    پيشرفت      نهضت   ادبي    عصر   خودشان     (  قرن  نوزده  )   تأثير  .زيادي    داشتند
بزرگترين نويسنده رئاليست در اين دوره گوستاو فلوبر است وشاهكارش مادام    بوواري كتاب مقدس رئاليسم شمرده مي شود.  به نظر  فلوبر ، رمان  نويس بيش از هر چيز ديگر هنرمندي است كه هدف او آفريدن اثري كامل است. اما اين كمال به دست نخواهد آمد مگر اينكه نويسنده    عكس العمل هاي    دروني    و   هيجان   هاي     شخصي     را از    اثر      خود.  جدا  كند
از اين رو رمان نويس بايد اثر غيرشخصي به وجود بياورد، آنان كه هيجان هاي   خود  را  در آثارشان  وارد مي كنند،  شايسته  نام هنرمند   واقعي  نيستند،   فلوبر به شدت از   اين   گونه نويسندگان متنفر بود.
اما رئاليسم چيست؟
رئاليسم عبارتست از      مشاهده دقيق واقعيت هاي زندگي، تشخيص درست علل و عوامل آنها و بيان و تشريح و تجسم آنها است. رئاليسم  برخلاف  رمانتيسم مكتبي بروني  يعني اوبژكتيف است   و نويسنده رئاليست  هنگام آفريدن اثر بيشتر تماشاگر است و افكار و احساس هاي خود را در  جريان  داستان آشكار نمي سازد،  البته بايد  توجه داشت كه در رمان رئاليستي نويسنده براي گريز  از ابتذال و  شرح  و بسط  بي مورد   محيط  و اجتماع را هرطور  كه شايسته مي   داند تشريح مي كند يعني در رمان رئاليستي   توصيف  براي  توصيف  يا  تشري براي تشريح نيست. مورد بحث
 بالزاك    با  نوشتن   دوره آثار   خود     تحت     عنوان    كمدي  انساني   پيشواي   مسلم    نويسندگان رئاليست شد.
گوستاو فلوبر، چارلز ديكنز،  هزي جيمس،  لئون تولستوي،     داستايوسكي، ماكسيم گوركي، ازجمله نويسندگان طراز اول مكتب رئاليسم مي باشند
 بابا گوريو،  اوژني گرانده، آرزوهاي بزرگ،  رستاخيز،  جنگ و   صلح نيز   از      آثار مشهور  مكتب به شمار مي روند

. رئاليسم: مكتب  رئاليسم      در اواسط        قرن نوزدهم      به عنوان واكنشي     در   برابر مكتب  رمانيتك پديد آمد   رئاليسم يعني واقع گرايي.     هنرمند رئاليست  در  آفرينش  اثر خود  بيشتر  نقش  تماشاگر رابازي مي‌كند، جهان را آن چنان كه هست باز مي‌نمايد، نه آن چنان كه بايد باشد؛    مظاهرطبيعت   و جامعه    و روح انسا ن را با تمام زيبايي‌ ها   و زشتي‌هايش نمودار مي‌سازد   بدون   آنكه انديشه   و احساسات   و ميل خود   را در    آن دخالت دهد.(  افراط  ورزیدن  بیش  از حد  دراحساسات توسط  هنرمندان رمانتیک    باعث شد که آنها به تدریج از  واقعیات    اطراف خود دور شوند، غرق شدندرتخیلات    باعث شد که پیوند خود را با مردم و  دنیای  واقعی قطع   کنند.   در این   شرایط  کم کم   نویسندگان دیگری پدیدار شدند  که در آثارشان اجتماع را  با   تمام   خوبی ها و بدی هایش به تصویر کشیدند و چهره ای از زندگی واقعی را نشان دادند. )     قهرمانان   آثار  رئاليستي    همان    مردم   عادي زندگي هستند.  هنرمند مي‌كوشد با صحنه پردازي، نقش تاثير محيط و اوضاع و احوال را در     زندگي و احساسات   قهرمانان     داستان    خود نشان           دهد    و            علت            رفتارها         و  پيشامدها   را     روشن   سازد.      رئالیسم به مثابه یک روش هنری، قابل تعمیم به بسیاری از آثار هنری – صرف نظر ازسبک یا اسلوب   معین - است. رئالیسم   را در آثاری   می توان   شناخت که      هنرمند    از سطح ظواهر   عیني فراتر رفته حقایقی از روابط گوناگون و پویای انسانها با یکدیگر  و با محیطشان را    بیان می كند  و   به طور کلی   با  مسئله ی   "انسان چیست و چه می تواند بشود"    درگیرمي شود.     

   از معروفترین   نویسنده های  رئالیست انوره   دو بالزا ک با اثر معروفش       " کمدی انسانی" است که به عنوان پیشوای  مکتب  رئالیسم در  ادبیات شناخته شد. این   رمان  در مورد   جامعه پاریس درقرن 19 نوشته شده بود.  بالزاک  معتقد بود  نباید  درمورد   کسی  یا چیزی که هرگز ندیده است  بنویسد.   از دیگر  نویسندگا ن  معروف این سبک   گوستاو فلوبر با کتاب "مادام بواری" که به عنوان "کتاب مقدس رئالیسم " شناخته شده است.  این  کتاب به تمامی اصول این مکتب پایبند است .رئالیسم ادبی درروسیه با داستان "شنل"   اثر نیکلای گوگول آغاز شد. وی واقعیتهای   روسیه معاصرخود را   بوسیله هجو  و طنز  بیان می کرد. اما  معروفترین  رمانهای  رئالیستی  روس مانند  "جنگ و صلح،   آنا کارنینا   و رستاخیز"  مربوط   به   نویسنده  بزرگی     چون   " لئون تولستوی " است.

 

 

 

                    نتيجه‏گيري:
      از مطالبي كه در   اين   قسمت    بيان  شد     مي‏توان     چنين    نتيجه     گرفت    كه:
اولاً:   مقولات فلسفي رئاليسم اسلامي (هستي‏شناسي، خداشناسي و...) بر    تعليم و  تربيت آن تأثير مستقيم  دارد؛  به عبارت  ديگر بين مقولات  فلسفي  (حكمت نظري) و     جنبه‏هاي  مختلف تعليم  و  تربيت (حكمت عملي) ارتباط منطقي  وجود  دارد (البته برخي از مقولات بر بعضي از جنبه‏هاي تعليم و تربيت تأثير مستقيمتر و بيشتري دارد).
     ثانيا: با توجه به نظريات بررسي شده به اين مطلب نيز    مي‏توان   اشاره    كرد       كه   رئاليسم اسلامي  داراي    يك نظام  ويژه تربيتي  است؛  چنانكه استاد شهيد  مطهري  نيز  به اين مسأله اشاره دارند:    "     يك مكتب كه داراي     هدفهاي مشخص است و  مقرّرات همه جانبه‏اي دارد و  به اصطلاح سيستم    حقوقي و اقتصادي و سياسي دارد    نمي‏تواند       يك  سيستم خاص آموزشي نداشته باشد" لذا رئاليسم اسلامي داراي   يك نظام تربيتي خاص است كه بر جهان‏بيني آن مبتني است و كمال اين نظام تربيتي نيز  به كمال و برتري    نظام فلسفي (جهان‏بيني) آن بر مي‏گردد كه نظامي است همه جانبه و عالي (حكمت متعاليه).
    ثالثا: از مباحثي كه گذشت به نكته بسيار مهمي در تاريخ و فلسفه علم مي‏توان دست يافت و آن ارتباط   بين هستي‏شناسيِ رئاليسم اسلامي و علومي است كه در دنياي اسلام  به وجود آمده كه بخوبي نمايان است.
    طبق نظريه هستي‏شناسي        مرحوم علامه طباطبايي و استادشهيد مطهري     كه آن را جهان‏بيني "خدامحوري" ناميديم، رابطه نزديكي بين نظريات كلي در باره هستي    با علومي كه   در جامعه به‏وجود آمده است،  وجود دارد.    اصولاً  در   اين ديدگاه،    تحقيق  در  باره  علوم بدون توجه به مباني تفكر رئاليسم اسلامي     درباره  جهان    و   چگونگي    خلقت  و   تكوين  آن  امكان  ندارد. وحدت طبيعت (كه خاستگاه قسمتي از علوم است)    نتيجه  مستقيم   وحدت مبدأ  عالم است و آن چنان كه از بررسي ديدگاه‏هاي   مرحوم علامه طباطبايي و استاد شهيد مطهري استفاده مي‏شود، هدف نهايي جهان‏شناسي   رئاليسم‏اسلامي     در واقع نمايان ساختن وحدت و   پيوستگي  جميع كائنات و تمام مراتب وجود است.
   اين مسأله بسيار مهم و اساسي است و مي‏تواند راهگشاي علوم باشد؛ زيرا توحيد،  اساس و پايه جهان‏بيني   رئاليسم‏اسلامي   است كه   در هر   شأني از شئون و مرحله‏اي از مراتب،    فرهنگ آن به صورتهاي مختلف ظهور و بروز داشته و دارد.

 منابع:

سید حسینی .رضا.مکتب های ادبی.جلد اول .انتشارات نوبهار.چاپ یازدهم

لیلیان فورست.پیتر اسکرین.رئالیسم

سایت فرهنگ گفتگو

سایت ایران - گفتگو

خانم زهرا کوهی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 12:1 بعد از ظهر  توسط آموزگار | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام
این یک وبلاگ آموزشی است تقدیم به دانشجویان تربیت معلم و معلمان عزیز و دوستانی که در زمینه آموزش علاقمند هستند
شما می توانید از لینک وبلاگها مطالب مورد نظر خود را بیابیدفقط کافیست آنرا کلیک نمایید
تهیه کننده خانم دشــــتـی


پیوندهای روزانه
مرکز تربیت معلم عترت
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
اردیبهشت 1388
بهمن 1387
آذر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
مهر 1385
آرشیو موضوعی
جزوات خانم دشتی
آدرس سایت ها
فرهنگی - علمی
آموزش دوره ی ابتدایی
آموزش عمومی
ادبیــــــات
طرح درس ( روزانه - سالانه )
فعالیتهای مربوط به درس تمرین معلمی (1)
فعالیتهای مربوط به درس تمرین معلمی (2)
مکتبهای ادبی در اروپا
سبکهای ادبی فارسی
مقطع دبیرستان -پیش دانشگاهی
مقطع راهنمایی
پیوندها
بانک اطلاعات آموزش و پرورش
بانک سوالات امتحانی
شبکه علمی کشور
دانشگاه پیام نور چهار دانگه
مرکز تربیت معلم عترت (واوان)
روش تدریـــــس
انشای 20
تربيت معــــــــــــــــــــلم
آموزش الفبا با شعر
بانک اطلاعات نشریات کشور
آموزش نیوز
وزارت آموزش و پرورش
سازمان آموزش و پرورش شهرستانهای تهران
آموزش کودکان و نوجوانان
بانک اطلاعات آموزش و پرورش ایران
شبکه آموزش
مدرسه اینترنتی تبیان
آوای آزاد-دستور زبان فارسی
اخبار آموزش و پرورش ایران
اخبار پارسیک
اخبار-در پرتو رهبر
***آموزش***
سایت کاشی ها- روان شناسی
تازه های ادبی
تازه ها
ادبستان
یادگیری زبان انگلیسی
سایت یا زهرا
قالب رایگان بلاگفا
باغ شعر
دریافت کتب رایگان فارسی
اخبار فناوری اطلاعات و ارتباطات
کتابخانه هاو ....
مجله الکترو نیکی شعر وازنا
دست نوشته های یک جادوگر-روان شناسی
کودکانه
گویا
مقاله وي‍زه معلمان
مجله -رشد دانش آموز
وبگاه آزمایشی عروض
رشــــــــــــــــــد
بانک سخنان بزرگان
سنجش مستمر( برای دانش آموزان )
گروه برنامه ریزی و هماهنگی متوسطه و پیش دانشگاهی
دبیر خانه راهبری زبان و ادبیات فارسی
کتــــــــــــــاب
سخنان بزرگان
نمونه سوالات دانشگاه پیام نور
آموزش از راه دور
آموزشی -فرهنگی
آدرس و تلفن واحدها و مراکز دانشگاه آزاد اسلامی
دانلود کتاااااااااااااب
خانه ی کتااااب
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM